يه شب خوب واسه من يعني پنجره ي باز، پتوي چهارخونه ي قرمز و مشكيم،يه ماگ پر دمنوش سيب و كتاب
"شب مورد نظر"
برچسبها: تکه هایی از خوشبختی
+ نوشته شده در یکشنبه ۶ بهمن ۱۳۹۲ساعت 12:30 AM  توسط نیکا
+ نوشته شده در شنبه ۲۸ دی ۱۳۹۲ساعت 8:11 PM  توسط نیکا
+ نوشته شده در جمعه ۲۷ دی ۱۳۹۲ساعت 3:3 PM  توسط نیکا
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۶ دی ۱۳۹۲ساعت 11:11 PM  توسط نیکا
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۲ساعت 1:6 AM  توسط نیکا
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۳ دی ۱۳۹۲ساعت 12:58 AM  توسط نیکا
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۲ساعت 2:6 AM  توسط نیکا
يه روزايي هم هست كه صبح زود بيدار ميشي و ميبيني هنوز دستات بوي دستاشُ ميده.
برچسبها: تکه هایی از خوشبختی
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۹ دی ۱۳۹۲ساعت 6:45 AM  توسط نیکا
یه دوست خوب کنارت باشه
آروم باشی و خوشحال
احساس امنیتی که کنارش داری
این میشه خوشبختی.
برچسبها: تکه هایی از خوشبختی
یه شب بد که خوابت نمیبره که از ۴ صبح تو اتوبان ها میگردی
میتونه با یه صبحانه ی خوب با دوستات تموم بشه
میتونه تبدیل بشه به یه روز خوب که با دوستات شروع شده، و بعد از کلی شوخی و خنده، يكی شون بره پادگان و اون يكي بره سركار :)
برچسبها: تکه هایی از خوشبختی
+ نوشته شده در یکشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۱ساعت 9:40 PM  توسط نیکا
